خواجه نصير الدين الطوسي

117

آغاز و انجام ( فارسي )

هم است . در نكتهء 36 هزار و يك نكته مىخوانى كه : اثبات تجرد نفس ناطقهء انسانى اثبات معاد است ، و اتحاد مدرك به مدرك اثبات جزاء فتدبر . ص 23 چون بقيامت زمان و مكان مرتفع شود حجابها برخيزد ، از اينجا به معنى واقعى يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ آگاهى مىيابى كه باطن اينجا عين ظاهر آنجاست ، علاوه بر تبلى السرائر كلمهء يوم هم بدان دال است كه به معنى ظهور اشيا است در هر نشأه به اقتضاى آن نشأه . در ترجيع بندى از راقم آمده است : ما تراه بهذه النشأة * فهو ظل داره الاخرى ص 23 قومى را چنين است ، بيان روايات حشر و معاد در اين موضوع دل‌نشين است ، از اين بيانات و از آن روايات به سر الدنيا مزرعة الآخرة آگاهى مىيابى ، و مىبينى كه اين همه شرح حال انسان است حتى روايات معراجيه را كه سفرنامه رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم است ، كتاب سرگذشت و شرح حال انسان مىيابى ، و به اين حقيقت نايل مىگردى كه خزاين سعى انسان خود انسان است . ص 24 بر جمله حشر هر كسى با آن باشد كه سلوكش در طلب آن بوده باشد . كلامى در غايت متانت و استقامت است وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ ( نساء 101 ) .